![]() |
![]() |
|
|
عیــــــــــــــــــــد دوستـــــــــــــــای گلـــــــــــــــم مبـــــــــــــارک
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 1:19 توسط لیندا |
|
|
خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد “دکتر علی شریعتی” |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 16:23 توسط لیندا |
|
|
مي خوام به سردي شب هام بخندم
مي خوام به پوچي فردام بخندم وقتي مي بينمت با ديگروني تو اوج گريه هام مي خوام بخندم مي خوام داد برنم تنهاي تنهام مي خوام وقتي ميگم تنهام بخندم ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 23:39 توسط لیندا |
|
|
تو نبودی دل به دل راهی نداشت
از خیال عشق آگاهی نداشت تو نباشی تا قیامت بی کسم در تمام زندگی دلواپسم |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 22:36 توسط لیندا |
|
|
ه چه میخندی تو؟
به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟ به چه میخندی تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسونگریه چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه میخندی تو؟ به دل ساده من میخندی که دگر تا ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است، بـخـنــــد… |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 22:7 توسط لیندا |
|
|
salam dostaye khobam bebakhshid in modati ke nabodam yekhorde moshkel pish omade bod hamatono dost daram
eyde hamatoooooooon mobaraaaaaaak |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 17:0 توسط لیندا |
|
|
گل همیشه بهارم این بهار هم رفت و نیامدی! عزیزم بیش از پیش دعایت می کنم و منتظرت هستم. تو هم به جان مادرت، دعا کن فصل بعد فصل وصل باشد...
ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی/چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی/خندان و تازه رویی سر سبز و مکش بویی/همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی
اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را اينگونه به خاك ره ميفكن ما را ما در تو به چشم دوستي مي بينيم اي دوست مبين به چشم دشمن ما را فریدون مشیری
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 15:35 توسط لیندا |
|
|
سلام بعد از مدتها اومدم یه عالمه درس دارم مرسی از همتون که نظر دادین خیلی خوشال شدم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 11:1 توسط لیندا |
|
|
سلام
یادمه پارسال سر کلاس نشسته بودیم از اونجا که ما خیلی دخترهای حرف گوش کنی هستیم موبایلا تو کیفو اینور اونور بودن سر امتحان شروع میکنه به زنگیدن یادش رفته بود بزاره رو سایلنت که شانس اوردیم دبیر لومون نداد باز خدا خیرش بده وای سرویس منو که نگو هرچی سعی میکردم زود برم بازم مدرسم دیر میشد هی جا میموندم از سرویس
راستی نظر یادتون نره مگه نگفتم نظر یادت نره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 11:38 توسط لیندا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 0:29 توسط لیندا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
nothing in the world is impossible becase the word impossible it self said i,m possible
|
| پیوندهای روزانه |
|
ردی از نفس آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 فروردین 1390 دی 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 |
|
RSS
|